بابام از اداره زنگ زده خونه بعداز کلی احوال پرسی میگه دخترم خودتی؟ میگم: پـَــــــــ نَ پَـــــــــ به سیستم تلفنباک بانک تجارت خوش آمدید برای پرداخت قبوض شماره ۱،برای اطلاع از موجودی حساب شماره ۲٫
گفت زهر مار و قطع کرد .دیدم ظهر عصبانی اومد توی اتاق.گفت اگه یه بار دیگه بگی پَــــ نَ پَـــــ دیگه تو این خونه نمیخوابی….گفتم یعنی بیرونم میکنی بابا؟گفت پَـــ نَ پَــــ خونه رو عوض میکنم
فرستنده : telesm
کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام…
فرستنده : telesm
با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم
فرستنده : telesm
ساعت 3 نصف شب زنگ زدم به يه نفر! فوت ميكنم تو گوشي. ميگه مزاحمي ؟
ميگم پ نه پ انجلينا جولي هستم خواستم بهت بگم دوستت دارم خيلي زياد الهي كه خوشت بياد.
فرستنده : ali_302
میگن کریستف کلمب وقتی رسید به آمریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یک سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟ سرخ پوسته گفت: پ ن پ ژاپونه، ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم!
فرستنده : x.x
دوستم در یخچال رو باز کرده، دیده هیچ توش نیست. میپرسه: واقعا خالیه!؟ پ ن پ هیدنشون کردیم که غریبه ها نبیننشون!
فرستنده : x.x
*از دل درد دارم می میرم. جلوی دستشویی دارم پیچ و تاب می خورم. بعد از ۲ ساعت طرف اومده بیرون میگه دستشویی داری؟ میگم پ ن پ دیدم فضای مناسب و دلبازیه اومدم موج مکزیکی تمرین کنم.
فرستنده : x.x
(من و داداشم دوقلو هستیم) در حال قدم زدن بودیم. داداشم چند متر جلوتر از من راه می رفت. یارو اول داداشم رو دید بعد اومد جلوتر من رو دید و گفت: دوقلویید؟ پ ن پ اجسام از آنچه در آینه می بینید به شما نزدیک تر هستند!
فرستنده : x.x
میگم سیفون دستشویی خرابه، آب نمیده
میگه میخوای بری دستشویی؟
میگم پـ نه پـ میخوام ازش آب بخورم!
فرستنده : Favania
تو خیابون کبوتر رو سر دوستم طرح زده، دست زده میگه ااااااااه! کبوتر بود؟
میگم پـ نه پـ! پری دریایی بود بوس فرستاد برات...
فرستنده : Favania
آه میکشم دوستم میگه دلت گرفته ؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ آه شادیه !
فرستنده : MoTeZaaD
دارم با دوستام راه میرم پام پیچ خورد،خوردم زمین. میگه کمک میخوای؟میگم پـَـ نه پـَـ شماها خودتونو نجات بدین من اینجا میمونم مقاومت میکنم، بریییید برییییییید!!
فرستنده : telesm
با بابام رفتیم بنگاه میگم آقا مزرعه دارین؟ میگه میخواین بخرین؟
پ نه پ ما مترسکیم اومدیم مارو تو یه مزرعه نصب کنید!
فرستنده : telesm
رفتم در مغازه گفتم آقا نوشابه دارین؟
یارو گفت : مشکی دیگه!
گفتم : پ...
گفت: گمشوبیرون بی شعورعوضی! این چیه یاد گرفتن خودشونو مسخره میکنن.
گفتم : بابا میخواستم بگم پنیر هم میخوام.
کلی معذرت خواهی کرد و از خجالت من دراومد بعدش گفت: پنیر بسته ای؟؟
گفتم: پ نه پ! متری؟؟
گفتم و فرار کردم.
فرستنده : مهران
تو ایستگاه اتوبوس شهید فهمیده اهواز یکی ازم پرسید اینجا آخرشه ؟گفتم پـَـ نـَـ پـَـ نیم ساعت برای ناهار و نماز نگه داشته بعد دوباره راه میوفته !
فرستنده : behrooz/ahwaz
نظرات شما عزیزان:
وصال 
ساعت11:58---31 ارديبهشت 1391
اين مزخرفات چيه سرهم كردي خجالت بكش.... پ ن پ ميخواستي بگم دمت جززززززززز خيلي باحالي؟ واقعا مرسي استفاده كرديم. قربانت وصال.....
وصال 
ساعت11:58---31 ارديبهشت 1391
اين مزخرفات چيه سرهم كردي خجالت بكش.... پ ن پ ميخواستي بگم دمت جززززززززز خيلي باحالي؟ واقعا مرسي استفاده كرديم. قربانت وصال.....